آزادی وقتم تو تابستون رو هم دوست دارم و هم ندارم.

دوست دارم از این جهت که آزادم وقتم رو صرف کارهایی بکنم که خیلی دوست دارم و نه بر خلاف فصل های دیگه کارهایی که دوست داشته باشم و نداشته باشم مجبورم به انجامشون.

دوست ندارم چون اینکه خودت بخوای به زندگیت برنامه بدی کمی سخت تره(و البته دلچسب تر) و من معمولا اول تعطیلات کمی سردرگمم.

گرما رو هم نه اینکه خیلی باهاش مشکل دارم اما سرما رو بیشتر دوست دارم.

مسافرت های این فصل رو هم دوست دارم.

+دیروز رفتم کتاب های جدید خریدم و به شدت احساس ذوق مرگ بودن بهم دست داد.یعنی اون لحظاتی که دنبال کتاب های مد نظرم میگشتم رو تو آسمون سیر میکردم.

++انقد شوق دارم که اصلا نمیتونم اولویت بندیشون کنم :|

+++وقتی آشنایی دادم و مسئول صندوق آقای x رو استاد خطاب کردن و گفتن تا حالا سه هزار جلد کتاب فقط از اونجا خریدن یه چیزی بین این حالت ها بودم:

:-\ :O :|    

منبع : مثل سرو |301
برچسب ها : دوست ,کتاب ,دوست دارم